سپهرسپهر، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 11 روز سن داره

سپهر عشق مامان

فرهنگ لغت سپهر

1392/6/19 14:05
نویسنده : مامانی
230 بازدید
اشتراک گذاری

واس که عاشق حرف زدنتم. دست مادرجون و خاله ریحانه درد نکنه که نمی دونم چطوری باید محبتهاشون رو جبران کنم.

این چند وقته هم آقاجون بهشون اضاف شد. آخه آقاجون بازنشسته شده و از خداخواسته به بازی با سپهر مشغوله و هروقت اسم مهدکودک رو میارم کلی دعوام میکنه.

یواشکی گفنت: سرخوش از اینکه به سپهر خوش میگذره که هیچی محرم تر و مسئولیت پذیر تر از آقاجون و مادرجون سپهر نیست.

اینم دیکشنری سپهر:

سپهر  = معنی

مامان= مامان

بابا= بابا

هاپ= سگ

پیشی= گربه

موشت= موش

دست= دست

ماست= ماست    (ت) های آخر کلمه رو خیلی با تحکم میگه

مووووووو = بسته به موقعیت مرغ، موی سر، گاو

عمووووو= عمو

محححححمَ = محمد

آتی= عمه عاطفه

عمه = عمه

توپ= توپ

آ پیش پیش = آب بازی، آب پاشی

اَدوووو = الو

جیش= جیش و پی پی

وقتی با بابایی میره دیدن سگ و برمیگرده:

مامان: سپهر مامان کجا رفتی؟

سپهر:هاپو

مامان: چند تا بودن؟

سپهر: دووو تا(با انگشتهای دست هم نشون میده)

مامان: دیگه چی دیدی؟

 سپهر: موشت

مامان: هاپوها چیکار میکردن؟

سپهر: با اشاره دست متوجه میکنه که دویدن پیشمون

مامان: با چی رفتی پیش هاپوها؟

سپهر: سوییچ موتور رو نشون میده که با موتو رفته.

 

الان دقیقاً حضور ذهن ندارم ولی اگه یادم اومد اضاف میکنم.

البته یه حرفایی هم زده میشه که فقط خودش و خدای خودش میدونن که چیه. که من فقط عشق میکنم وقتی اینطوری حرف میزنه.

الهی قربون حرف زدنت برم من.

 

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (1)

مامان مهبد كوچولو
11 تیر 92 16:15
سلاااااااااااام قربونش برم كه اينقدر بامزه حرف ميزنه . آفرين عشق من . ايشالله كه هميشه مامانت پر از شادي باشه از حرفهات و با مزه گي هات . خيلي جيگري آقا سپهر . بوووووووووووووس


وای مهدیه جون وقتی کلمه کلمه حرف میزنه، منو بابا مهدی اینقد قربون صدقه اش میریم که میگیم الان واحد بغلمون میگن این مامان و بابا چقد کم ظرفیتن......